فرهنگ ایران امروز و مقایسه آن با فرهنگ های دیگر

4m03yh5.jpg

امروز کتاب تازه ای با عنوان «مردم نگاری فرهنگ» به ناشر برای انتشار فرستادم.

مقدمه این کتاب را در اینجا می گذارم. در این مقدمه فصول و محتوای کتاب را معرفی کرده ام. دعا کنید انتشار آن کمتر از ده سال طول بکشد!

 

مردم نگاری فرهنگسومین کتابی است که نگارنده با عنوان مردم نگاری منتشر می نمایم. کتاب های «مردم نگاری هنر» (1390) و «مردم نگاری سفر» (1390)[1] کتاب های دیگر نگارنده هستند که هر یک به نوعی نوشته های اتنوگرافیک نگارنده در حوزه های متفاوت را در بر دارند.  

 

از لحاظ نظری و روش شناختی مجموعه نوشته ها و مطالعات این کتاب را می توان با چند کلید واژه شامل فرهنگ، مردم نگاری، تجربه زیسته، انسان شناسی و نقد توضیح داد. به تعبیر دیگر، محتوای کتاب حاضر «توصیف های فرهنگی» از فرهنگ های مختلف جهان و از جمله ایران است که نگارنده یا براساس تجربه زیسته آنها را مشاهده نموده ام، یا اینکه از منابع و متون دانشگاهی معتبر توصیف های فرهنگی دقیق مبتنی بر تجربه زیسته محققان دیگر استفاده نموده ام. این توصیف های فرهنگی نوعی تمرین فعالیت حرفه ای است که به عنوان انسان شناس انجام می دهم. در این تمرین حرفه ای مسلما هدف های دانشگاهی و عمومی متفاوتی را پی می گیرم.  باید اعتراف کنم که بیش از هر چیز نفس نوشتن برایم اهمیت دارد. اگر انسان شناس نبودم هم همچنان می نوشتم. گرچه بین نویسندگی و انسان شناسی چندان هم تضادی وجود ندارد. کلیفورد گیرتز انسان شناس فقید و بلند آوازه تفسیرگرا می گوید «من خودم را نویسنده می شناسم که اتفاق اینگونه  شد که کار نوشتنم را به عنوان انسان شناس می شناسند.» امیدوارم سرنوشتی مشابه گیرتز در نزد خوانندگان آثارم پیدا کنم.

 

مجموعه نوشته های حاضر در این کتاب حاصل لحظه های شگفتی و تعجب من هستند اما نه شگفتی هایی که انسان شناسان از مطالعه عشایر و قبایل دور افتاده روایت کرده اند.  من مانند انسان شناسان کلاسیک به هیچ قبیله و قومی دور دست یا دور مانده از تحولات مدرن و امروزی نرفته ام. شگفتی های من حاصل مواجه هایی است که در زندگی روزمره در محیط های شهری بزرگ داشته ام.  مواجه های من نیز لزوما مشاهده مستقیم نیستند گاه حاصل مطالعه کتاب ها، مطبوعات، وبلاگ ها یا تماشای فیلم ها و شنیدن اخبار بوده است.  تلاشم در تمام طول حیات فعالیت حرفه ایم این بوده است که انسان شناس باشم و انسان شناسانه روایت کنم و بنویسم.

 

چیزی که ماهیت انسان شناختی مجموعه مقالات و مطالعات این کتاب را شکل می دهد، «بینش انسان شناسانه»[2] حاکم بر آنها و سبک نگارش مردم نگارانه[3] می باشد. بینش انسان شناسانه یا به تعبیر مولانا «نظر گاه»[4]، بینشی است که به کمک مردم نگاری به فرهنگ ها با نگاهی جامع و کل نگر[5] با هدف کشف معانی از طریق مقایسه شباهت ها و تفاوت ها و در بستر تاریخی و اجتماعی آنها می نگرد. من در اغلب نوشته هایم سعی داشته ام چنین نظرگاهی را داشته باشم. گمان می کنم کتاب حاضر هم از این نظر قابل توجه باشد.

 

روح کلی حاکم بر کتاب، بخصوص مطالب مربوط به ایران، عمدتا مبتنی بر توصیف و تبیین تحولات معاصر فرهنگ و جامعه ایران در مسیر شکل دادن به مدرینته بومی اش می باشد. در این نوشته ها و مطالعات مانند دیگر نوشته ها و کتاب هایم بویژه «مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران» (1387) و «انسان شناسی تجدد بومی در ایران» (1390)[6]  سعی کرده ام از طریق «آشنایی زدایی» و «بازنمایی» زندگی امروزی ایرانیان نوعی آگاهی فرهنگی در مسیر توسعه و پیشرفت جامعه فراهم سازم. باور کلی من این است که رسالت اصلی محققان علوم اجتماعی کمک به گسترش مدرنیته، دموکراسی و نهایتا پیشرفت جامعه و تولید امید اجتماعی می باشد. این دیدگاه دارای مبانی نظری روشنی است که اکنون جای بررسی دقیق آن اینجا نیست. همان طور که علی میر سپاسی در کتاب اخیرش «اخلاق در حوزه عمومی» (1388)  استدلال می کند ، پروژه های جامعه شناسانه _برخلاف پروژه های اتوپیائی و فیلسوفانه_مانند نهادهای دموکراتیک، یکی از شاخص های مهمتوسعه دموکراسی است. به اعتقاد او دموکراسی پروژه ای ضد اتوپیا و ضدبنیادگرا است که مقصود آن ایجاد جامعه آرمانی و خیالی نیست. بلکه دموکراسی طرحی از سامان جامعه مبتنی بر  واقعیت های جامعه وبا تکیه بر امید اجتماعی و تلاش برای خلق زندگی بهترومناسبتر برای مردم می باشد. امید اجتماعی نیز چیزی از جنس تخیل واهی و آرماخواهانه نیست بلکه امید اجتماعی واجد دو ویژگی «عملی بودن» و «استراتژی تغییر اجتماعی» است. عملی است از این نظر که طرحِ و برنامه برای خوشبختی و رفاه و سعادت بیشتر بشر و متناسب با امکانات انسان دارد و انسان ها از راه تقویت و توانمندسازی شان در پناه مشارکت، آزادی، کسب کرامت، برخورداری از حقوق اساسی، امنیت و رفاه بازیگران اصلی هستند که خود راه پیشرفت را طی می کنند نه امید به انسان کامل انتزاعی.[7]

 از این دیدگاه من نیز عموما نگرشی خوش بینانه و امیدوارانه به تحولات ایران معاصر دارم و معتقدم ما اکنون نه تنها از گذشته های دور و نزدیک خود وضعیت بهتری داریم بلکه روند آینده تحولات ایران از نظر اجتماعی و فرهنگی، نیز روندی رو به جلو دارد. این دیدگاهی است که اکنون بسیاری از کسانی که تاریخ معاصر ایران را بررسی کرده اند بر آن باور دارند. تازه ترین اثری که در این زمینه می توانم برای درستی ادعایم بیان کنم کتاب «تاریخ ایران مدرن» (1389 ) نوشته یرواند آبراهامیان استاد برجسته تاریخ معاصر ایران است. آبراهامیان در این کتاب نشان می دهد که جامعه ایران طی دو قرن گذشته از یک جامعه بسیار عقب افتاده، فقرزده و فلاکت بار و سرخورده به جامعه ای بسیار متفاوت و نسبتا مرفه و سازمان یافته مدرن رسیده است. براساس این برداشت، وظیفه کار قکری خودم را کمک به این روند رو به جلو و امروزی تر شدن جامعه می دانم و برای آن تلاش می کنم. کتاب حاضر نیز بخشی از این تلاش فکری ام می باشد.

 

کتاب حاضر از دو بخش تشکیل شده است، بخشی که درباره فرهنگ های دیگر است و بخشی که درباره ایران امروز. در فصل اول به چندین کشور و فرهنگ دیگر سرک کشیده ام تا تفاوت ها و شباهت های فرهنگی آنها را نشان دهم. این فصل گرچه حاصل مشاهده مستقیم نگارنده نیست اما به گونه ای فرهنگ های مورد بررسی توصیف شده اند که خواننده بتواند درک زنده و «ادراک حسی» دقیقی از «بافت فرهنگی» هر کشور به دست آورد. این فصل که مطالعه ای طولانی است اختصاص به فرهنگ های دیگر دارد. از این حیث این مطالعه نوعی مطالعه انسان شناختی کلاسیک می باشد. انسان شناسی در معنای کلاسیک آن، علم مطالعه «فرهنگ های دیگر» بوده است. فصل دوم گزارشی مبتنی بر بررسی های پیمایشی و آماری از تحولات خانواده در بریتانیای امروز می باشد. این فصل خواندنی را می توان با مباحثی که درباره تحولات خانواده در فصل نهم مطرح کرده ام مقایسه کرد. همچنین فصل سوم کتاب دربردارنده یک بررسی تطبیقی درباره یک موضوع جالب و مهم یعنی تعارف ایرانی و انگلیسی است. این بخش بر اساس تجربه نسبتا طولانی زندگی نگارنده در این دو فرهنگ است. مناسبات بین شخصی «بی تعارف» غربی ها معمولا برای هر ایرانی یا بهتر بگویم انسان شرقی شگفت انگیزاست؛ همان طور که زندگی پر تکلف و «سراسر تعارف» شرقی نیز برای غربی ها تعجب انگیز بوده است. این فصل کتاب حاصل یکی از مواجه های شگفت انگیز تجربه روزمره من می باشد.

 

بهر حال، خواسته ام بینش تطبیقی انسان شناسانه را برای شناخت بهتر و غنی تر فرهنگ معاصر استفاده کنم. مقایسه فرهنگ ها از همان بدو تولد انسان شناسی تا به امروز یکی از اساسی ترین راهبردهای روش شناختی این رشته بوده است. در عین حال، مقایسه فرهنگی، مطالعه را برای خوانندگان عمومی نیز جذاب تر می سازد. در بخش نخست فصل اول کتاب به طور گسترده ای موضوع مقایسه فرهنگی و اهمیت و روش آن در مطالعات انسان شناسی را توضیح داده ام. اگر علاقه مند به مباحث روش هستید، پیشنهاد می کنم این کتاب را با مطالعه این بخش آغاز کنید.

 

دیگر فصول کتاب یا بخش دوم آن تماما درباره فرهنگ ایران امروز می باشد و بجای فرهنگ دیگری به مطالعه فرهنگ خود پرداخته ام. در چند دهه اخیر و طی «چرخش فرانوگرایی»، انسان شناسان به مطالعه «فرهنگ خود» نیز پرداخته اند. موضوع انسان شناسی از مطالعه جوامع کوچک مقیاس، دور افتاده و منزوی و مطالعه «دیگری»“[8] یا «فرهنگ های دیگر»به مطالعه فرهنگ معاصر و وضعیت کنونی جوامع توسعه یافته بزرگ انسانی و همچنین مطالعه «خود» تغییر کرده است. این شاخه از مطالعات انسان شناختی را «خود-انسان شناسی»[9] و «خود مردم نگاری» هم می گویند. از آنجا که شیوه کار من عمدتا مبتنی بر خودمردم نگاری است، آن را به نحو اجمال در اینجا توضیح می دهم.

 

مردم نگاری معمولا  با مشاهده و کار میدانی تعریف شده است. اما مردمنگاری از شکل کلاسیک انجام ”کار میدانی“ به انواع مختلف توصیف و تحلیل فرهنگی که بتواند ”معنای فرهنگی“ را در درون ”زمینه فرهنگی“ خاص «زمینه مند» کند تحول یافته است. گودال از «مردمنگاری جدید» نام می برد (.(Goodall 2000منظور از ”مردمنگاری جدید“ به تعبیر گودال «روایت های خلاقه ایی است که از تجربه شخصی نویسنده در درون یک فرهنگ بر می خیزد و برای استفاده محققان و مردم عادی نگارش می شود» (Ibid: 9). در این معناست که منن مردمنگاری و کارمیدانی را نوعی نگارش و نویسندگی می داند و بر جنبه ”متنی“ مردمنگاری تأکید می نماید؛ و با توجه به این نگرش روایت های مردمنگار از میدان مطالعه را ”قصه های میدان“ می نامد و مانند سایر قصه و ژانرهای ادبی آنها را به گونه های ”واقگرا، امپرسیونیستی، و اعترافی“ طبقه بندی می کند.((Maanen 1988. و امرسون و همکارانش برای نگارش اینگونه مردمنگاری راهنمای تازه ای می نویسند (Emerson at el. 1995).

 

بخش دوم کتاب با فصل «در جستجوی روح ایرانی» آغاز می شود. این فصل معرفی اجمالی از تلاش محققان غیر ایرانی و ایرانی از زمان هرودت تاکنون برای شناخت و کشف ویژگی های ایرانی و فرهنگ آن است. کتاب حاضر نیز در امتداد همین تلاش و کوشش قرار می گیرد. ایرانی یک معمای تاریخی است. تاکنون این معما حل نشده و در این کتاب هم داعیه حل کردن آن را نداریم. اما ره بادیه پیمودن به از نشستن باطل است. فصول پنجم و ششم درباره اینترنت و بخصوص وبلاگ ها در ایران است. فصل پنجم بررسی ای طولانی و نظام مند درباره وبلاگستان فارسی می باشد. نگارنده از نخستین استادان دانشگاه در ایران بودم که از سال 1380، نخستین سال های پیدایش وبلاگ فارسی به نوشتن وبلاگ پرداختم. همواره وبلاگستان فارسی محیط جذاب و پرسش انگیزی برایم بود. در سال  1387 اندکی پیش از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1388 فرصتی برایم پیش آمد تا درباره کنش سیاسی جوانان در وبلاگستان فارسی پژوهش کنم. فصل ششم حاصل پژوهش مذکور است. در این مطالعه می توان تصویری از سیمای فرهنگ طبقه متوسط شهری ایران را مشاهده کرد. فصل پنجم  تاملاتی است که در گفتگوی مطبوعاتی شکل گرفته اند و به بررسی ابعاد و تاثیرات فرهنگی اینترنت در ایران اختصاص دارد. نگارنده پیشتر در کتاب «مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران» (1387) و همچنین کتاب «انسان شناسی تجدد بومی در ایران» (1390)، برخی جنبه های رسانه ای، مجازی شدن و اینترنت و رایانه در ایران را تشریح کرده ام. بررسی حاضر از ابعاد دیگر این موضوع گسترده سخن می گوید.

 

فصول هفتم و هشتم و نهم هر یک به نوعی بیانگر پاره ای از تحولات فرهنگی در ایران امروز است. ابتدا با بحث شکل گیری طبقه متوسط ایرانی شروع می کنیم و سپس تحول ارزشی در ایران و توسعه ارزش های فردگرایانه در مقابل ارزش های جمع گرایانه بررسی می کنیم. در نهایت ظهور برخی اشکال نوین خانواده در ایران را توضیح می دهیم. این سه فصل سه تصویر به هم مرتبط و در هم تنیده از جامعه امروز ماست. این مطالعات نیز پاره هایی از تعجب، تجربه زیسته و مواجه های من با زندگی روزمره در دنیای امروز است. هر سه فصل در ابتدا به صورت یک گفت و گوی مطبوعاتی بوده اند و نگارنده آنها را ویرایش و بازنویسی کرده ام.  به بررسی تحولات خانواده در ایران پرداخته ام.

 

فصل دهم تجربه زیسته ام از سال های دور از خانه وخانواده است. از سال 1383 تاکنون (1388) دور از همسر و فرزندم زندگی کرده ام. تجربه ایفای نقش خانه داری برایم تازگی داشت و لذت بخش بود. از اینرو تصمیم گرفتم این تجربه را توصیف کنم. بسیاری از مردان ممکن است خانه داری را امروز تجربه کنند اما بسیار اندک درباره این تحول بزرگ سخن گفته شده است. می توان این فصل و گزارش را تصویری از یکی از اشکال نوین خانواده ایرانی دانست که در فصل پیشتر آن توضیح داده ام.

 

فصل یازدهم مرور و نقدی است بر کتاب «فرهنگ اصطلاحات خودمانی» نوشته دکتر محمود اکرامی.  بیش از آنکه کتاب برایم جالب باشد موضوع آن آن جذاب بود. این کتاب یکی از مهمترین تحولات فرهنگی ایران امروز یعنی تحول در زبان محاوره را توصیف و تحلیل می کند. کتاب اگرچه کاستی های روش شناسانه فراوانی دارد و در تحقق هدف هایش ناکام می باشد، اما موضوع آن و بخشی از توصیف هایی که عرضه می نماید خواندنی و قابل تامل است.

 فصل دوازدهم درباره کوهنوردی در ایران امروز است. کوهنوردی به معنایی که اکنون در بین شهرنشینان رایج شده، پدیده ای مدرن است و به تازگی بخشی از سبک زندگی طبقه متوسط شهری ایران بخصوص در کلان شهرها را تشکیل می دهد. من کوهنورد نیستم اما مانند بسیاری از شهروندان تهرانی گاه و بیگاه برای تنفس کردن و استنشاق هوای پاک به کوه های اطراف تهران پناه می برم. فصل حاضر تاملی کوتاه درباره تجربه من از کوهستان است.

 فصل پایانی کتاب گزارشی تاریخی از تحولات فرهنگی و شهرنشینی اراک می باشد. این فصل با همکاری دکتر محمد سلیمانی (استاد دانشگاه تربیت معلم تهران) نوشته شده و مواد و اطلاعات آن از رساله دکتری او می باشد. این مقاله همچنین از پشتوانه تجربه زیسته من (که زادگاهم اراک است) و دکتر سلیمانی برخوردار است. هدفم از قرار دادن این مقاله در مجموعه حاضر توجه کردن به مردم نگاری تاریخی بود. از آنجا که در مطالعات انسان شناختی  ایران اغلب به مشاهده میدانی محدود و ابعاد تاریخی فرهنگ و بهره گیری از تاریخ کمتر دیده می شود، انتشار مجدد مطالعات حاضر را ضروری و مفید دانستم.

 

 

                                                                



[1]این دو کتاب توسط نشر ثالث در دست انتشار هستند و مراحل نهایی چاپ را می گذرانند. امیدوارم تا هنگام چاپ کتاب حاضر آنها نیز انتشار یافته باشند.

[2] Anthropological aaproach

[3] ethnography

[4] آنجا که در مثنوی می گوید

از نظرگاه است ای مغز وجود

اختلاف مومن و گبر و جهود

[5] holistic

[6]این کتاب در دست انتشار است و انتشارات جامعه شناسان آن را منتشر می سازد. امیدوارم تا زمان انتشار این کتاب آن نیز بیرون آمده باشد.

[7]میرسپاسی ،علی 1388. اخلاق در حوزه عمومی. انتشارت ثالث،تهران، چاپ اول.

[8] the Other

[9] Autoanthropology

نگارنده در فصل هفتم کتاب «انسان شناسی مدرن در ایران معاصر» (1388) این مفهوم را تشریح کرده ام.

دیدگاه‌ها

ارسال نظر جدید

محتوای این فیلد خصوصی است و به صورت عمومی نشان داده نخواهد شد.
Type the characters you see in this picture. (شنیدن واژه ها)

کلمات موجود در عکس را تابپ کنید

جدیدترین کتاب ها

مدرن یا امروزی شدن فرهنگ ایران
تاریخ فرهنگی ایران مدرن
تاریخ فرهنگی ایران مدرن

جدیدترین نظرات

آمار سایت

  • شمارنده سایت:1,040,923
  • محتوای منتشر شده:822
  • بازدیدکنندگان:
    • امروز:1342
    • هفته جاری:13389